درخت شاعر


   1   2      >

ساعت 10:48 عصر پنجشنبه 17/5/1387

زندگي مانند قصه ي مرد يخ فروش است.


از او پرسيدند:فروختي؟ گفت نخريدند تمام شد...


¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 12:2 صبح پنجشنبه 6/4/1387

3+ ...

به خود آييم و بخواهييم


                    که انسان باشيم...


نمايش تصوير در وضيعت عادي


¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 7:7 عصر چهارشنبه 29/12/1386

يا مقلب القلوب والابصار


يا مدبر اليل و النهار


يا محول الحول و الاحوال


حول حالنا الي احسن الحال


 



¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 11:6 صبح پنجشنبه 18/11/1386

اگر زمستان بگويد:«بهار در قلب من است.»


چه کسي زمستان را باور مي کند؟


¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 11:2 صبح چهارشنبه 10/11/1386

ايستادگي کنيد تا روشني بخشيد


شمع هاي افتاده، خاموش مي شوند.


 



¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 8:12 عصر شنبه 29/10/1386

نقل شده است که پيغمبر اکرم (ص) نشسته بودند که سربازان اسلام يکي از فرماندهان دشمن را با دست و پاي زنجير کرده آوردند. وقتي چشمان مبارک پيامبر (ص) به اين منظره افتاد تبسم کردند  برخاستند و عباي خود را پهن کردند و فرمانده را نشاندند. فرمودندکه غل و زنجير را از دست و پاي او باز کنيد. اسير به حضرت عرض کردند: يا محمد (ص) چرا مي خندي؟ حضرت فرمودند: خنده ام از اين است که اينان تو را به سوي بهشت مي کشند و تو مي خواهي زنجير ها را پاره کني.حضت مقداري با او صحبت کردند و پس از آن فرمانده ي کفار همان جا اسلام آورد.


¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 3:12 عصر چهارشنبه 12/10/1386

 


سه معجزه از برادرمان مسيح هست که تا کنون در کتاب مقدس ثبت نشده است:


 


اول اين که او کسي بود چون من و تو


دوم اين که او حس شوخ طبعي داشت


سوم اين که او مي دانست پيروز است، اگر چه مغلوب است.


¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 4:59 عصر سه‏شنبه 27/9/1386

من در ذات چيز چه دارم؟


خورشيد مي تابد و ابر مي بارد و ستاره مي درخشد و چشمه مي جوشد و رود مي خروشد و زمين مي رويد و گل


مي شکفد و پرنده مي خواند و نسيم مي وزد و ...


چرا که


تابش در ذات خورشيد است و بارش در ذات ابر.


جوشش در ذات چشمه است و خروش در ذات رود.


رويش در ذات زمين است و شکفتن در ذات گل.


خواندن در ذات پرنده است و وزش در ذات نسيم و ...


                                             که اگر جز اين بود........!؟


راستي من که انسانم و اشرف مخلوقات ،در ذات خويش چه دارم؟؟؟




 



¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 2:56 عصر سه‏شنبه 13/9/1386

خداوند حقيقت است


چنان چه حقيقت را بيان کرده باشي


يا حقيقت را کشف کرده باشي


خداوند را تجربه کرده اي


از درون و برون


خداوند زيبايي است


چنان چه چيز زيبايي خلق کرده باشي


در هر يک از اشکال بي نهايت


خداوند را تجربه کرده اي


از درون و برون


خداوند خوبي است


چنان چه کار خوبي انجام داده باشي


يا خوش نيت باشي


و چنان چه خوبي را درون خودت يا ديگران  ديده باشي


خداوند را تجربه کرده اي


از درون و برون



 


¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 4:13 عصر سه‏شنبه 6/9/1386

آنان مرا ديوانه مي پندارند چرا که روزهايم را به طلا نخواهم داد


من آنها را ديوانه مي پندارم چرا که گمان مي کنند روزهايم قيمتي دارند...


 


 



¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 3:23 عصر سه‏شنبه 22/8/1386

   مرگ،


 



پايان کبوتر نيست


¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 3:53 عصر سه‏شنبه 8/8/1386

 


برگ


از تو مرا


حس قشنگي است


حس سبز زيستن


 


 



¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 4:0 صبح دوشنبه 30/7/1386

ديشب باران گريه مي کرد


صدايش را مي شنيدند


ولي


از پشت پنجره نگاهش مي کردند


تا خيس نشوند


حالا فردا


کمي دير کند باران


نماز باران مي خوانند


 


¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 10:58 صبح چهارشنبه 18/7/1386

به کعبه گفتم: تو از خاکي منم خاک


چرا بايد دور تو بگردم؟


ندا آمد: تو با پا آمدي بايد بگردي


برو با دل بيا تا من بگردم


¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

ساعت 5:7 صبح دوشنبه 26/6/1386


اگر برگ درخت در پاييز نمي افتاد


جايي براي روييدن برگهاي بهاري پيدا نمي شد.


 



¤ نويسنده: يگانه

کتيبه هاي سبز ( )

   1   2      >
3 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[17/5/1387- 10:48 ع] زندگي...
[6/4/1387- 12:2 ص] ...
[29/12/1386- 7:7 ع] سال نو مبارک....
[18/11/1386- 11:6 ص] به نام يکتاي بي همتا
[10/11/1386- 11:2 ص] القدس لنا .....
[29/10/1386- 8:12 ع] به نام خالق يکتا
[12/10/1386- 3:12 ع] به نام خالق يکتا
[27/9/1386- 4:59 ع] من در ذات خويش چه دارم؟
[13/9/1386- 2:56 ع] خداوند زيبايي است
[6/9/1386- 4:13 ع] به نام او...
[22/8/1386- 3:23 ع] به ياد قيصر امين پور
[8/8/1386- 3:53 ع] به نام خدا
[30/7/1386- 4:0 ص] باران
[18/7/1386- 10:58 ص] به نام خدا
[26/6/1386- 5:7 ص] به نام خدا
[همه عناوين(23)]

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
شناسنامه من
 RSS 

:: بازديد امروز ::
10

:: بازديد ديروز ::
11

:: کل بازديدها ::
7994

:: درباره من ::

درخت شاعر

يگانه[23]
درختان شعر هايي هستند که آسمان بر زمين مي نگارد. ما آنها را بر زمين مي افکنيم و تبديل به کاغذ مي کنيم تا پوچي خويش را در آنها ضبط کنيم

:: لينک به وبلاگ ::

درخت شاعر

::پيوندهاي روزانه ::

:: اوقات شرعي ::

:: لينک دوستان من::

اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
خط بارون
پسران پرواز
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه

:: لوگوي دوستان من::















:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل: